دلبندم گوش كن :

 

به خانه هاي زيبا و بلند بالا بنگر .آنجا كه نشيمن گاه توانگران و توانمندان است . آنجا كه پشت

 

پنجره هاي آراسته به پرنيان شان دروغ و خيانت دست به دست هم داده اند وزير سقف هاي

 

زراندوزشان نيرنگ و فريب همنشين يكديگرند .

 

به ساختمان هايي كه در نگاهت نمود شكوه و توانگري و نيك بختي اند بنگر و لختي درنگ كن .

 

آنها غار هايي هستند ؛ كنام فرومايگي و تيره روزي .

 

گورهايي سيماني ، لانه ي زناني كه نيرنگ خويش را در پس سرمه و بزك و سرخي لبانشان

 

پنهان ساخته اند ، و قلمرو مرداني كه كفتاران خودخواهي و جانور خويي خويش را آن سوي

 

درخشش سيم و زرشان نهان داشته اند .

 

آنها كاخ هايي هستند كه ديوارهاشان با غرور . بزرگي فروشي بالا آمده اند ، اما همين ديوارها

 

اگر مي دانستند كه از چه گندين نفس هايي آلوده اند و درون شان چه خيانت هايي رخ مي دهد ،

 

از هم شكافته و به خاك زبوني و خاري فرو مي افتادند . خانه هايي كه ديده ي تهيدست روستايي

 

را اشكبار مي سازند ؛ اما اگر مي دانست كه در دل ساكنان آنها ذره اي از مهر صميمي  اي كه

 

همسرش به او دارد؛ يافت نمي شود ؛ بر آنها ريشخند زده و نرم دلانه به كشتزارش باز مي

 

گشت .

 

 

            

 

 

پيام روز : دل هايي را كه رنج به هم پيوند مي دهد ، شكوه شاد ماني از هم جدا نمي سازد .

 

مهري كه با اشك ها پاكي يافته باشد ، تا ابد پاك و زيبا مي ماند .

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط زینب در سه شنبه دوازدهم تیر 1386 ساعت 1:4 موضوع | لینک ثابت