يا مقلب القلوب والبصار
يا مدبر الليل و النهار
يا محول الحول و الحوال
حول حالنا الي احسن الحال
مژده اي دل كه دگر باد صبا باز آمد!
هدهد خوش خبر از طرف صبا باز آمد !
بركش اي مرغ سحر نغمه ي داوودي باز
كه سليمان گل از طرف هوا باز آمد
لاله بوي مي نوشين بشنيد از دم صبح
داغدل بود ، به اميد دوا باز آمد !
عارفي كو كه كند فهم زبان سوسن؟
تا بگويد كه چرا رفت و چرا باز آمد !؟
مردمي كرد و كرم ، بخت خداداده ي من
كان بت سنگدل از راه وفا باز آمد
چشم من از پي اين قافله در راه بماند
تا به گوش دلم آواز درا باز آمد ؟
گرچه ما عهد شكستيم و گنه حافظ كرد
لطف او بين كه به صلح از در ما باز آمد!
من تا ديشب تو مناطق جنگي همون جا كه هزار تا شير دل هزار تا
جوون مرد واسه من واسه تو واسه اونايي كه ديگه حتي حرمت سرزمين
خودشون رو هم نگه نمي دارن جنگيدن تا آخرن لحظه تا آخرين نفس تا
آخرين قطره ي خونشون و از ما خواستن تا راهشون رو ادامه بديم ولي حالا
منو تو چي ؟ خداييش حتي با همون زبون لفظي هم از كشورمون از
سياستمون از مذهبمون دفاع كرديم ؟!
حالا گذشته از اين حرفا سفر سخت اما با صفايي بود به شما هام سفارش
مي كنم حتما بريد .
ايشالله آپ بعدي من هم در مورد جاهاي مختلف مناطق جنگيه .
راستي داشت يادم مي رفت بگم :
عيدتون مبارك ![]()
نوشته شده توسط زینب در پنجشنبه دوم فروردین 1386 ساعت 4:21 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

سلام دوستاي گلم:
من زينب خانم گل اهل تهرونم همه ي شماهاروهم خيلي دوست دارم .اين وبلاگ براي يه روباه افتتاح شد براي اون روباهم فعاليت ميكنهاميد وارم نظر شما هام در مورد روباه ها تغيير كنه يعني تنها هدف من هم از اين وبلاگ همينه.
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY