پروردگارا بر بينوايان مهر آور
و ايشان را از سنگدلي سرماي شديد
در پناه خويش گير
و پيكر برهنه ي ايشان را
با دستان بخشنده ات فرو پوشان .
و بر يتيمان خفته در آلونك ها
نگاهي از سر مهر افكن
كه نزديك است
از سرما ازپاي در آيند
و بشنو ،نداي بيوه زني را
كه درخيابانهاميان چنگال سرما ومرگ ايستاده است
پروردگارا،دست مهربان خويش را برسرثروتمندان كش
و چشم بينايي شان را بگشاي،
تا گرسنگي نا توانان و ستم ديدگان را توانند ديد.
مهربانا ، در اين شب تاريك ،
بر گرسنگان ايستاده بر در گاهها ف دل بسوزان
و غريبان را به خانه اي گرم رهنموم شو
و بر غربت شان رحم آور .
پيام روز : امام صادق(ع) فرمودند: هركس گرفتاري مومني را كه در سختي افتاده نجات
دهد ، خدا ا را از گرفتاريهاي آخرت نجات بخشد و از گورش با دل خنك شده و مسرور در آيد،
و هر كه مومن گرسنه اي را سير كند ، خدا او را از ميوه هاي بهشتي خوراند و هر كه شربتي
باو آشامد ، خدايش از شربت بهشتي (شراب)باو آشامد .

نوشته شده توسط زینب در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 ساعت 22:1 موضوع | لینک ثابت

با يه شعر از جناب لسان الغيب :
نو بهار است در آن كوش كه خوشدل باشي كه بسي گل بدمد باز و تو در گل باشي
من نگويم كه كنون با كه نشين و چه بنوش كه تو خود داني،اگرزيرك و عاقل باشي
در چمن ، هر ورقي دفتر حالي دگر است حيف باشد كه ز حال همه غافل باشي
گرچه راهيست پر از بيم ، زما تا بر دوست رفتن آسان بود ار واقف منزل باشي
نقد عمرت ببرد غصه ي دنيا به گزاف گرشب وروز دراين قصه باطل باشي!
حافظا ! گر مدد بخت بلندت باشد
صيد آن شاهد مطبوع شمايل باشي!
ا
خواجه شمس الدين محمد حافظ شيرازي 



![]()


سلام دوستاي مهربونم:
خوبيد همگي؟
عيد همتون مبارك باشه .
انشالله سال شاد و پر از سلامتي و معنويت داشته باشيد .
و بتونيد يه كوله بار خوبي و نور براي آخرتتون جمع كنيد
تا هم اين دنيا شاد باشيد
هم جهان آخرت
راستي اگه قصد نداريد گناهاتونو پاك كنيد
عيدتون نه مبارك ؛ چون اون موقع عيد نيست












امام صادق (ع) :
هر روزي كه در آن گناه نشود عيد است .
پس عيد نوروز زماني عيده كه ما لااقل سعي كنيم يه كوچولو از گناهامون ترك كنيم.
البته اگه تونستيم همشوكه بهتر تره.![]()
ولي من مي دونم كه همهي شما ها پاك و معصوميد پـــــــــــــــــــــــــــــــس ...
عيد همگي مبارك. 
يا مقلب القلوب و الابصار 
يا مدبر الليل و النهار 
يا محول الحول و الاحوال 
حول حالنا الي احسن الحال






![]()
![]()
![]()













نوشته شده توسط زینب در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 ساعت 6:0 موضوع | لینک ثابت
سلام به همه ي دوستاي گلم:
وفات پيامبراكرم حضرت محمد مصطفي صلي الله عليه و آله و سلم و شهادت امام حسن مجتبي
عليه السلام رو به همگي شما تسليت ميگم .
بعده يه مدت طولاني با يه داستان عرفاني و خوشگل آپ كردم لطفا بخونيدش .
براي خودتون ميگم واقعا بد نيست گاهي اوقات به ياد خودمون و خداي خودمون بيفتيم .
اين دنيا بدجوري ما رو چسبيده . واقعا يادمون رفته كه همه چي تموم ميشه و آخرش فقط خدا
ميمونه و خدا.
كاش ميشد مثه اين بت خودمونو بشكنيم و از اين پيله ي بديهامون بيرون بيايم خيلي سخته اما
بد نيست امتحانش كنيم.
آن بت ابراهيم مي خواست :
آن بت گريه مي كرد. زيرا هرگز نتوانسته بود دعايي را مستجاب كند و معجزه اي را بر آورده .
زيرا شادمان نمي شد از پيشكشهايي كه به پايش مي ريختند و قربانيهايي كه برايش مي آوردند .
زيرا دلتنگ كوهي بود كه از آن جدايش كرده بودند و بيزار از آن تيشه كه تراشش داده بود و
ملول از آنان كه نامي برايش گذاشته بودند و ستايش اش مي كردند . بت بزرگ گريه مي كرد.
زيرا مي دانست نه بزرگ است و نه با شكوه و نه مقدس .
همه به پاي او مي افتادند و او به پاي خدا . همه از او معجزه مي خواستند و او از خدا.
همه براي او مي گريستند واو براي خدا .
او بتي بود كه بزرگي نمي خواست. ابهت نمي خواست . نام و نشان نمي خواست .
او گريه مي كرد و از خدا تبر مي خواست . ابراهيم مي خواست . شكستن و فرو ريختن مي
خواست .
خدا اما دعايش را مستجاب نمي كرد .
هزار سال گذشت. هزاران سال ...
و روزي سرانجام خداوند تبري فرستاد بي ابراهيم.
آن روز بت بزرگ بيش از هر بار گريست ، بلندتر از هر روز .
زيرا مي دانست ابراهيمي نخواهد بود. زيرا مي دانست از اين پس او هم بت است و هم ابراهيم.
خدايا ، خدايا ، خدايا چگونه بتي مي تواند بر خود تبر بزند؟
چگونه بتي مي تواند خود را در هم شكند؟
چگونه، چگونه، چگونه؟
خدايا ابراهيمي بفرست ، خدايا ابراهيمي بفرست ؟ خدايا ابراهيمي ...
بي باكي و دليري و جسارتي اما فرستاد ، ابراهيم وار
و چه بزرگ روزي بود آن روز كه يتي تبر بر خود زد و خود را شكست و خود را فرو
ريخت .مردمان گفتند اين بت نبود ، اين بت نبود ، سنگي بود سست و خاكي بود پراكنده .
پس نامش را از ياد بردند و تكه هايش را به آب دادند و خاكه هايش را به باد .
و ديگر كسي نام او را نبرد، نام آن بتي را كه خود را شكست.
اما هنوز هم صداي شادي او به گوش مي رسد ، صداي شادي يك مشت خاك كه از ستايش
مردمان رهيد .
صداي او به عشق و شكوه و آزادي رسيد.

پيام روز : با خدا باش و پادشاهي كن بي خدا باش هر چه خواهي كن
نوشته شده توسط زینب در جمعه هفدهم اسفند 1386 ساعت 3:14 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

سلام دوستاي گلم:
من زينب خانم گل اهل تهرونم همه ي شماهاروهم خيلي دوست دارم .اين وبلاگ براي يه روباه افتتاح شد براي اون روباهم فعاليت ميكنهاميد وارم نظر شما هام در مورد روباه ها تغيير كنه يعني تنها هدف من هم از اين وبلاگ همينه.
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY